دراما

با عوامل تکفیر،صنف ارتجاعی باز حمله می کند دایم، بربنای آزادی

سهروردی

سهروردي زنده‌كننده‌ي فرهنگ و خردورزي مزدايي ايران باستان است. او فلسفه‌اش را برپايه‌ي اوستا بنيان گذارد و در كتاب‌هايش بارها از اصطلاحات باستاني ايران سود جست. سهروردي از كيخسرو، جمشيد، فريدون و ديگر چهره‌هاي شاهنامه‌اي سخن مي‌گويد و سروش را برابر با فره‌ي ايزدي مي‌گيرد.»
ابوالقاسم اسماعيل‌پور، استوره‌شناس و استاد دانشگاه، در نشست نكوداشت سهروردي، افزون‌بر آن‌چه از سخنان او بازگو شد، در آغاز به سرگذشت اين دانشور ايراني اشاره كرد و شايسته‌ترين فرنام(:لقب) را براي او «حكيم خسرواني» دانست و گفت: «فلسفه‌ي سهروردي به تمامي ايراني است. پس هيچ سخني رساتر از اين نيست كه او را فيلسوفي خسرواني بدانيم.»
به سخن اسماعيل‌پور، خسروانيان، گروهي از انديشه‌وران و فيلسوفان ايراني بودند كه در سوريه مي‌زيستند و به همراه شماري از دانشمندان و فيلسوفاني كه از شكنجه و آزار دولت‌هاي روم و بيزانس گريخته بودند، در كوهي به نام «خسروانِ» زندگي مي‌كردند و از همين رو به "خسروانيان" آوازه يافتند. اسماعيل‌پور سپس افزود: «آن‌ها مي‌كوشيدند تا حكمت فرزانگان ايران باستان را زنده كنند. بر پايه‌ي آن انديشه‌ها بود كه سهروردي مي‌گفت هر انساني يك جوهر ازلي و مينوي دارد كه پيش از آفرينش او پديد آمده است. او اين جوهر را براي برگزيدگان، "فره ايزدي" و براي ديگر مردمان، "فروهر" مي‌ناميد. "هانري كربن"، كه يكي از سهروردي‌شناسان بزرگ جهان بود، مي‌گفت مُثل افلاتوني بسيار همانند فره ايزدي، يا "خورنه"، است. چون افلاتون نيز چنين باور داشت كه هر انساني، عنصر و گوهري به نام "مثل" دارد. اين ُمثل، همان جهان مينوي است كه سهروردي از آن سخن مي‌گويد.»
اسماعيل‌پور آنگاه «مثل افلاتوني» را برگرفته از انديشه‌هاي اشو‌زرتشت و فلسفه‌ي دين زرتشتي دانست و گفت: «پرتو انديشه‌ي ايراني چنان بود كه مي‌‌توانست به افلاتون نيز برسد. به ويژه آن كه او شاگرداني ايراني داشت كه از خرد و فلسفه‌ي مزدايي آگاهي داشتند و افلاتون را از آن انديشه‌ها آگاه كرده بودند. هيچ گماني در اين نيست كه اين فيلسوف يوناني، برپايه‌ي انديشه‌هايي كه از فلسفه‌ي اشو‌زرتشت آموخته بود، ايده‌ي «آرمان‌شهر» خود را پديد آورد.
اين سخنران در ادامه افزود: «سده‌ها پس از آن، سهروردي به زبان رمز، فلسفه‌ي رويارويي مينو و گيتيگ را پيش كشيد و با وام گرفتن از اصطلاحات ايران باستان، به گزارش ‌هاي فلسفه‌ي خود پرداخت. او چنين مي‌گفت كه انسان با كشف و شهود مي‌تواند به روشنايي بي پايان دست يابد و با خورنه‌(فره‌ي ايزدي) به آرامش برسد. سهروردي مي‌گفت كسي كه برخوردار از فره‌ي ايزدي است، همه‌ي هستي را زيبا مي‌بيند. جدايي‌(:تفاوت) سهروردي با فليسوفان يونان نيز در اين بود كه او به شهود باور داشت و يونانيان به ديالكتيك و استدلال و رو در رويي انديشه‌ها.»
اسماعيل‌پور سپس شماري از فليسوفان و انديشه‌وران ايران باستان را نام بُرد و گفت: «در ايران باستان، فيلسوفاني چون؛ بزرگمهر حكيم، "سئنه" فرزانه‌ي دوره‌ي اوستايي، مغان، حكيمي كه به پرسش‌هاي كتاب "مينوي خرد" پاسخ مي‌دهد و شمار بسيار ديگري مي‌زيستند. فلسفه¬‌ي آنان تكيه بر خرد‌باوري داشت. فردوسي نيز كه از آن انديشه¬ها سيراب شده بود، شاهنامه‌ي خود را با ستايش خرد آغاز مي كند. چون خرد وي نيز، همانند خرد سهروردي، زنده‌كننده‌ي انديشه‌هاي ايران باستان است.»
اسماعيل‌پور در پايان گفت: «از بخت بد سهروردي بود كه در سده‌اي مي‌زيست كه روزگار ستيز با فلسفه بود و كساني پيرامون او بودند كه آموختن فلسفه را گناه مي‌دانستند. با آن كه استادان سهروردي بارها به او گفته بودند كه از انديشه‌هاي ايران باستان سخني به ميان نياورد و تعصب ديگران را برنينگيزد، اما او بسيار بي‌پروا و نترس بود و از گفتن آن‌چه مي‌دانست، پرهيز نمي‌كرد. از همين رو پايان زندگي او بسيار دردناك بود. سهروردي در 38 سالگي به‌دست كساني كه فلسفه را برنمي‌تافتند، به زندان افتاد و سپس كشته شد. او جان باخته‌ي راه دانش و فرزانگي ايران زمين بود.»
در آغاز اين نشست كه از سوي «خانه‌ي فرهنگ گل‌ها» و با همياري «كانون كتاب و كتابخواني» منطقه‌ي شش شهرداري برگزار شد، رامين هخامنشي، دبير كانون ايران بزرگ، بايستگي شناخت فرزانه‌اي همچون سهروردي را براي جوانان مهم دانست و از كتاب‌هايي نام برد كه نويسندگان باختر‌زمين درباره‌ي نام‌آوران فرهنگ و دانش ايران نوشته‌اند و انباشته از نادرستي‌ها و دشمني‌هاست. «هخامنشي» شناخت نمادها و نشانه‌هاي ديرپاي ايراني را از ديگر بايستگي‌هاي فرهنگي دانست.
در ادامه پادرا پولاد‌سنج، دبير كانون كتاب و كتابخواني، گزارش كوتاهي از سرگذشت و كتاب‌هاي سهروردي بازگو كرد. در پايان نيز به شماري از كساني كه در برپايي اين نشست همكاري كرده‌اند، شاهنامه‌ي فردوسي پيشكش شد. پيش از دف‌نوازي شهاب حسيني، هما گل‌گلاب، دختر زنده‌ياد حسين گل‌گلاب، كه از باشندگان نشست بود، در سخنان كوتاهي از سروده‌ي گل گلاب ياد كرد و گفت: «من به خود مي‌بالم كه دختر چنان پدري هستم. سرود "اي ايران" پدرم در ذهن همه هست و گوياي خواسته و انديشه‌ي قلبي پدرم است.»
نشست «بزرگ‌‌ياد سهروردي» در پسين روز شنبه 8 امرداد با باشندگي شماري از دوستداران فرهنگ ايران و هموندان خانه‌ي فرهنگ گل‌ها برگزار شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 12:13 بعد از ظهر  توسط دراما  | 

دیدارها

جمعی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشکده پردیس کشاورزی دانشگاه تهران با حضرت آیت‌الله العظمی صانعی دیدار نمودند.
تا زمانی که متولیان جامعه حقوق مردم و حقوق خدا را رعایت نکنند، جامعه اصلاح نمی‌شود

دراین دیدار، حضرت آیت‌الله العظمی صانعی با اشاره به فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و لزوم بهره بردن از فضائل این ماه بزرگ، امیدواری به رحمت خداوند را از صفات بارز انسان‌های مؤمن برشمردند و فرمودند: «انسان مؤمن همواره به رحمت خداوند امید دارد و هیچ‌گاه مأیوس نمی‌شود؛ چراکه یأس، از گناهان کبیره است.»

ایشان با بیان این‌که یأس در همه موارد، خصوصا در مبارزه با ظلم، از گناهان کبیره است، به سیره مستمره ائمه اطهار(علیهم السلام) در مبارزه با ظلم اشاره کردند و فرمودند: «مبارزه با ظلم در زمان ائمه(علیهم السلام) از زمان امیر المؤمنین و حضرت زهرا(سلام الله علیهم اجمعین) آغاز و تا زمان امام حسن عسکری(علیه السلام) ادامه داشت. در تمام این دوران، فشار به حدی بود که حتی برخی ائمه(علیهم السلام) در خانه خود در حصر بودند و حتی زمانی که از دنیا می‌رفتند، اجازه نمی‌دادند جنازه شریفشان در قبرستان دفن شود و لذا جبراً در خانه ملکی خود مدفون می‌شدند؛ هم‌چون امام هادی و عسکری(علیهما السلام) در سامرا. کنترل فکر و بیان به حدی بود که ائمه(علیهم السلام) حتی در تعبیر خواب اصحاب و یاران خود نیز راه احتیاط را در پیش می‌گرفتند؛ چه رسد به بیان احکام شرعی، به‌گونه‌ای که در برخی مواقع برای این‌که اصحاب، یاران و شیعیان شناخته نشوند، در یک مسئله سه نظر و رأی متفاوت صادر می‌کردند تا مبادا رأی واحد و عمل مساوی اصحاب سبب شناخته شدن آن‌ها شود.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 11:52 قبل از ظهر  توسط دراما  |